تبليغاتX
شبهای الموت

 

درتاریخ جهانگشای جوینی از کتابخانه الموت یاده شده است که با داشتن

400000جلدکتاب مرکز علمی مهم ایران آن روز بوده است از جمله دانشمند

بزرگ ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی چند سالی از عمر تحقیقاتیشان را در

کتا بخانه قلعه الموت سپری نموده اند وجود چنین کتابخانه ای با این

گستردگی عظمت علمی ایرانیان آن روز را تداعی می کند

اسماعلیان الموت جدا از هر گونه مبانی فکری و مذهبی سهم به سزائی در

باروری تمدن ایران زمین داشته اند

با طنیان در رشد فلسفه تشیع و اسلامی نقش به سزائی ایفا نمود هاند که

علامه شهید مطهری در یکی از کتابهایش به این مقوله پرداخته است

حال پیشنهادی که این جانب دارم این است در کنار قلعه الموت کتا بخانه ای

به کتابخانه الموت تاسیس گردد

و تمامی کتب مقالات نوشته ها خارجی و ایرانی در خصوص نهضت

اسماعیلیه الموت شخصیت حسن صباح قلاع الموت طبیعت و تاریخ الموت

وغیره جمع آوری شود تا به عنوان مرکز وبیس تحقیقاتی یادآور کتابخانه

الموت زمان حسن صباح شود

امیدواریم دکتر خانم چوبک رئیس پایگاه الموت در استراتژی توسعه فرهنگی

الموت این مقوله را مدنظر قرار دهد

نوشته شده توسط آقای علی رشوند

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/31ساعت 14:9  توسط مرتضی وثوق | 
يك صفحه از عكسهاي جديد الموت ديدم

گفتم لينكشو بذارم اينجا كه همه دوستداران الموت ببينند

http://www.hadipix.com/archives/1386/03/_2_5.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 18:50  توسط مرتضی وثوق | 
 

یکی دیگر از ۶۶ روستای زیبای منطقه الموت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/29ساعت 7:37  توسط مرتضی وثوق | 
 

نمای غربی قلعه الموت که احتمالا از داخل حیاط میراث فرهنگی گرفته شده

اگر دقت کنید کوزه عکس قبلی را هم درون باغچه میبینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/25ساعت 12:21  توسط مرتضی وثوق | 
واقعا قدیما همه چیز شاد بود رنگها نقشها لباسها و .....

کدوم تکنولوژی امروزی به اندازه نظر به این عکس میتونه آدمو شاد کنه ؟

افسوس که داشته هایمان را برای بدست آوردن تکنولوژی و تن پروری به آرزو تبدیل کردیم .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 13:8  توسط مرتضی وثوق | 
 

قلعه استوار الموت در حال باز سازي

واقعا حسن صباح فكرشو ميكرد يكروزي اين همه داربست آهني رو قلعه اش علم كنن

و پرچم جمهوري اسلامي بر فراز قلعه برافراشته باشه .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/23ساعت 11:8  توسط مرتضی وثوق | 
 
این هم یک مطلب مرتبط با الموت اما از استان خودمون خراسان
 
قلعه فورگ بعد از قلعه الموت مهمترين مقر حضور
 
                 فدائيان اسماعيليه بوده است .
 

 کمي همت مي خواهد و علاقه که کوله باري برداري و به ديدار تاريخ بشتابي. آن سوي مرزها نيست. همين جاست. در ايران زمين، با تمدني کهن. آثار به جاي مانده از گذشته هاي دور و نزديک همچون پرچم هايي سر از خاک بيرون دارند تا تاريخ را زنده نگاه دارند.

ماخذ :  http://mahestan.blogfa.com/

                                            برای مطالعه کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/20ساعت 18:57  توسط مرتضی وثوق | 
 

 ماخذ عکس پایگاه میراث فرهنگی الموت

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/20ساعت 8:47  توسط مرتضی وثوق | 
 

باز هم گلهاي زيباي الموت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 20:4  توسط مرتضی وثوق | 
 

صفحه عمومي شبهاي الموت با مطالب زير بروز شد :

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 10:41  توسط مرتضی وثوق | 
 

شقایق گل همیشه عاشق

 ماخذ عکس پایگاه میراث فرهنگی الموت

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/17ساعت 13:1  توسط مرتضی وثوق | 
 

الموت غروب های زیبایی دارد

در روستای ما بالاروچ تپه ای هست به نام کوتی که بالای این تپه

مقبره ۲ امام زاده هست . هنگام غروب آفتاب جوانهای ده ( دختر و پسر )

هر جا باشند خودشان را به بالای این تپه میرسانند تا غروب زیبای

آن منطقه را تماشا کنند . بعضیها به آنجا می گویند میعادگاه عاشقان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/16ساعت 11:15  توسط مرتضی وثوق | 
 

آبادی ها و روستاهای کوچک و بزرگ درطول دره الموت به شکل خوشه ای پراکنده شکل گرفته اند. این آبادی ها به صورت لکه های سبز زمردی در دره جلوه می فروشند. زمانی که مه، دره را فرامی گیرد این آبادی ها مانند سیارات در فضا، معلق می گردند. آبادی های دره الموت باخانه هایی با معماری بومی از مصالح خشت، سنگ لاشه، کاهگل و اندود های رنگین گلی با تراس بندی های کوهپایه ای شکل گرفته اند . در این روستاها مردمانی ساده و سخت کوش زيست دارند. زبان آداب و رسوم ایران باستان تا اندازه ای دراین دره هنوز تداوم دارد. همچنین یادگارهایی ازهنرهای سنتی و ابزار بافندگی چون گلیم بافی و جاجیم بافی وجود دارد .

- مناسبات سنتي روستائي TRADITIONAL RURAL SYSTEM
روستاهای الموت براساس منا سبات   زیر مدیریت می شود :
• مناسبات وقوانين نانوشته , کدخدا , مديريت آب , مديريت تقسيم زمين : مالکيت خصوصی و عمومی : مشاع
• تعيين کاربری زمين مديريت دامپروری ومراتع , تقسيم علفزارها – خدمات شبانی
• تعيين مناسبات اجتماعی مانند : ازدواج - مراسم فوت –
• شکل گيری منظر فرهنگی برپايه اين شکل مديريت-
• بخش تقسيم وکاربري زمين های کشاورزی
• سکونتگاه ها مراتع و باغها
• به وجود آمدن تخصص های مربوط مانند شکارچيان
• پذيرش – پذيرائي - راهنمائی سنتی گردشگران .

ماخذ : http://www.alamutbase.ir/

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/16ساعت 9:39  توسط مرتضی وثوق | 
 

آنچه به دره الموت ارزش بخشیده است روح انسانی – ایرانی است که درآ ن جریان

دارد. انسان با برداشت سرزمبن درطی تاریخ از همه توانمندی های آن بهره جسته

است . مردم این دره باشناخت و برداشت آگاهانه از توانمندی های طبیعی آن توانسته

اند خود را با طبیعت وحشی و دست نخورده سازگارکنند . با پشتوانه باور و ایمان قوی

توانسته اند زیستگاه هایی با اقتصاد خود بسنده بنا نهند. برپایی دژهایی برفراز بلندی

های شکوهمند با پرتگاه های سهمگین نشان کامیابی انسان ازطبیعت است. انسان

الموتی، سخت کوش و پرتلاش درطی هزاره ها باخود بسندگی و باور، سرنوشت خود را

رقم زده است .

ماخذ : http://www.alamutbase.ir/

+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/16ساعت 9:21  توسط مرتضی وثوق | 
 

زمستان بي نظير الموت

البته زمستان الموت از ۱۵ مهر شروع ميشود تا ۱۵ فروردين

ماخذ عکس پایگاه میراث فرهنگی الموت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/14ساعت 12:49  توسط مرتضی وثوق | 
 

آقاي علي رشوند دوست گل الموتيمون ۴ قطعه عكس از الموت

برامون ارسال كردند كه بسيار زيباست .

ضمن تشكر از اين دوست گرامي از شما دعوت ميكنم براي مشاهده

اين عكسها اينجا كليك فرماييد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/13ساعت 18:5  توسط مرتضی وثوق | 
امروز که لیست نظرات شبهای الموتو باز کردم

مثل همیشه جملات محبت آمیز شما عزیزان شادم کرد

اما یک نظر که دوست گلمون فروردین از بچه های وبلاگ مهربان خانه پدر نوشته بود

بیش از همه شادم کرد و بیش از همه هم غمگین :

دوست عزیز وب پر محتو ا وخوبی دارید ولی متاسفانه خط نوشته های ریز سفید

 بر روی رنگ سیاه شبهای الموت توانائی خواندن را از من گرفته ومحروم مانده ام

شادی بیش از حد به دلیل متفاوت و مثبت بودن این نظر

اما غمگین به این دلیل که چرا زودتر هیچ کدام از دوستان این موضوع رو به من نگفتند

و من مدتها باعث آزار چشمهای مخاطبین شبهای الموت شدم

من این قالب رو خیلی دوست دارم و تا پیدا کردن قالب جدید تغییرش نمیدم

اما از این به بعد با خط درشت تر مینویسم

ضمنا خوشحال میشم کمکم کنید و بگید کدوم رنگ روی زمینه مشکی خواناتره

و بی نهایت ممنونم از خانم یا آقای فروردین که متفاوت با نظرات کاذب متداول امروزی

نمای خارجی شبهای الموتو برای من شفاف تر کردند

در پایان از کمرنگ شدن حضورم در محفل دوستان عذرخواهی میکنم

انشاالله پس از رفع کسالتم لطف و محبت شما عزیزان را جبران خواهم کرد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/13ساعت 12:9  توسط مرتضی وثوق | 
 

نمای غربی قلعه حسن صباح

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/13ساعت 8:6  توسط مرتضی وثوق | 

يوسف عليخاني:اغلب روايت‌ها درباره"حسن صباح"مخدوش است



مؤلف كتاب "به دنبال حسن صباح" بنا بر  تحقيقي كه انجام داده، معتقد

است بسياري روايت‌ها منتشر شده درباره  زندگي او قابل استناد نيست.

 
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ فرهنگ و هنر _سپيده جديري _ "يوسف
 
عليخاني" اخيراً كتابي درباره داستان زندگي فرمانرواي الموت با عنوان "به
 
دنبال حسن صباح" (نشر ققنوس، 1386) منتشر كرده است.
 
او   مجموعه داستان "قدم‌بخير مادربزرگ من بود"در زمستان 1382 منتشر
 
كرد و نقدهاي متعددي درباره آن به چاپ رسيد. از اين نويسنده،  همچنين
 
كتاب "عزيز و نگار" كه بازخواني يك عشقنامه محسوب مي شود در سال
 
 1381، كتاب "ابن بطوطه" (داستان زندگي سفرنامه‌نويس معروف مغربي)
 
در سال 1383، كتاب "نسل سوم داستان‌نويسي امروز" (گفتگو با
 
نويسندگان) در سال 1380  منتشر شده است.
 
عليخاني دومين مجموعه داستان خود را با عنوان "اژدهاكشان" در همين ماه
 
(شهريور) توسط نشر نگاه منتشر مي كند كه به گفته خودش، داستان هاي
 
آن در همان حال و هواي روستاي "ميلكِ" مجموعه داستان اول مي گذرد، اما
 
بر خلاف مجموعه "قدم‌بخير..." كه ديالوگ هاي داستان ها با گويش الموتي
 
نوشته شده بود، در اين مجموعه، گويش الموتي وجود ندارد و در نوشتن
 
ديالوگ ها تنها لحن الموتي به كار رفته است.
 
اين نويسنده در سومين و چهارمين مجموعه داستان خود، "آدم‌هاي ميلكي"
 
و "سال‌ها برمي‌خوره شنبه به نوروز" كه به زودي به ناشر سپرده مي
 
شوند نيز داستان هايي با همان حال و هواي "قدم‌بخير مادربزرگ من بود"‌ و
 
"اژدهاكشان" نوشته و وجه اشتراك اين چهار مجموعه را در بيان روايت وهم
 
آلود زندگي آدم ها در محيطي پر از اوهام و خيالات مربوط به جن و پري و يه
 
لنگ و موجودات افسانه اي ديگر در يك روستا مي داند.
 
به بهانه انتشار كتاب "به دنبال حسن صباح" با اين نويسنده گفتگويي انجام
 
داده ايم كه در ادامه مطلب مي خوانيد.
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/12ساعت 10:35  توسط مرتضی وثوق | 
آلبوم عکسهای الموت دوست خوبمون خانم پرهیزکاری با عکسهای جدید و زیبای

این هنرمند بروز شد .

برای مشاهده آلبوم اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/12ساعت 9:37  توسط مرتضی وثوق | 

در ابتدا ۲ عکس از منزل مادربزرگم که من اونجا بدنیا اومدمو اینجا میذارم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/11ساعت 10:21  توسط مرتضی وثوق | 
نمایی از قلعه حسن صباح از ارتفاعات منحصر به فرد کوه های شمالی الموت

وقتی بالای قلعه الموت می ایستی آنقدر ارتفاع زیاد است که در بعضی نقاط

روی پا ایستادن و به پایین نگاه کردن دشوار است .

حالا تجسم کنید  مکانی که از آنجا این عکس گرفته شده چقدر مرتفع هست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/11ساعت 9:8  توسط مرتضی وثوق | 
باز هم باغ و شکوفه

نعمات چشم نواز الموتیها

واقعا پس از طی سرمای طاقت فرسای زمستان الموت دیدن این شکوفه ها

لذتی چندین برابر مناطق دیگر دارد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 9:53  توسط مرتضی وثوق | 
این متن رو افسانه و سهراب توی وبلاگ دفترچه ممنوع بعد از سفر به الموت نوشتند
 
 
درخت انگور هزار ساله مست شد

وقتی دانه های انگور را توی دهانت گذاشتم

و آن چاه مرموز سنگی دلش هوای زلالی چشمهایت را کرد

قشنگ است این قلعه آقا

اما حسن صباح هم حق دارد حسودی کند

وقتی من بی آنکه هشتصد تا پله را بروم بالا

تو قلعه سبز بازوانت تا همیشه می رقصم

توی کوچه باغ های الموت  آوازهایم را می ریزم

امروز همه این درخت ها می رقصند

مثل من توی نگاهت ......

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 8:53  توسط مرتضی وثوق | 
 

لطفا برای دیدن عکس روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/09ساعت 13:2  توسط مرتضی وثوق | 

گمان نمی کنم دو سبد گیلاس کافی باشد تمام باغهای الموت رامی خواهم
از امروز در پس جاده های پر پیچ و تاب کمین می کنم تا شهریور از راه برسد
می دانم دستان مهربان روستائیان میهمان گیلاسهای آبدارم می کند
پس یورشی در کار نیست
از بلندای الموت هدیه های سرخ را سوار بر تیر کمان می کنم
وبه گوشه گوشه ماه پیوند می زنم
شهریور ماهی پر از گیلاس ماهی به شکل انار
(آذین کمالی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/07ساعت 21:28  توسط مرتضی وثوق | 
 

نمای غربی قلعه پر رمز و راز الموت در فصل بهار

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/07ساعت 9:23  توسط مرتضی وثوق | 
این سفرنامه رو یکی از دوستان همیشه همراه شبهای الموت به نام دختر الموت

از سفری که به تازگی رفته لطف کرده و زحمت تایپشو کشیده و واسه شبهای الموت فرستاده

مقصد این سفر قله سفید کوه بوده که از طرف شمال به گیلان و از جنوب به الموت متصل است

لطفا برای لذت بردن از این سفرنامه زیبا روی ادامه مطلب این پست کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/06ساعت 9:16  توسط مرتضی وثوق | 
 

فصل بهار و شکوفه های باغ های الموت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/05ساعت 9:58  توسط مرتضی وثوق | 
سلام دوستان گل
امروز به اين فكر افتادم كه اگه يك وبلاگ گروهي باشه كه توش همه بچه هاي الموت بتونن چيزي بنويسن و دور هم جمع باشن خيلي خوب ميشه. بخاطر همين وبلاگي گروهي با نام انجمن
فرزندان الموت تاسيس كردم

اما بعد با پيشنهاد بجاي دوست عزيز و فرهيختمون آقاي يوسف عليخاني جهت امنيت و اعتبار بيشتر اين وبلاگ را از بلاگفا به بلاگر انتقال داديم با نام رودبار الموت كه هر كدام از دوستان الموتي مي توانند با نام كاربري و پسورد اختصاصي در اين وبلاگ فعاليت كنند
لازم به ذكر است كه با گرد هم آمدن دوستان الموتي و جمع نظرات و پيشنهادات اين وبلاگ گروهي با راي اكثريت قابليت هر تغييري را دارد.
اين وبلاگ مالكيت خصوصي ندارد و متعلق به خاك پاك الموت ميباشد

اميدوارم با كمك همه دوستان الموتي گامي مثبت در راه معرفي سرزمين با اصالت و با فرهنگ الموت بر داريم .
بدينوسيله از همه عزيزان الموتي دعوت ميشود با ارسال آدرس ایمیل ( ترجیحا جیمیل ) خود به اینجانب دعوتنامه این وبلاگ گروهی را دریافت کنند  وبه جمع دوستداران رودبار الموت بپيوندند
+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/03ساعت 17:6  توسط مرتضی وثوق | 
 

باز هم دریاچه اوان و یک دنیا زیبایی و خاطره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/06/02ساعت 18:41  توسط مرتضی وثوق | 
 

باز هم نقطه زيبايي از الموت بزرگ كه من به خاطر نميارم كجاست

آخه الموت حدود ۶۶ روستاست شناختن همه مناطقش از طريق عكس

اونم براي كسي كه بيش از هزار كيلومتر با الموت فاصله داره خيلي سخته


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 7:4  توسط مرتضی وثوق |