تبليغاتX
شبهای الموت

 

 آغاز سال ۱۳۸۸

 

 

این هم تصویر دقایقی پیش لحظه تحویل سال خونه ما .

امیدوارم همه دوستان لحظات خوشی را در آغاز سال نو همراه با  خانواده

عزیزشان داشته باشند .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 15:30  توسط مرتضی وثوق | 
          

           

 

فرا رسیدن نوروز باستانی،

 

 یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم

 

 بر همه ایرانیان پاک پندار،

 

 راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

....................................................................

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 14:25  توسط مرتضی وثوق | 
 

این جوجه قمری تو حیاط خونمون بدنیا اومده و امروز آموزش پرواز داشت .

پسرم آرین ( دنیایی از مهربانی )

پسرم آرین ( دنیایی از احساس )

پسرم آرین ( دنیایی از فهم و شعور )

 

این هم گربه ای میون زمین و آسمون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/25ساعت 22:31  توسط مرتضی وثوق | 

 

دکتر علی شریعتی :

 

 

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم - که از همه تهوع آور تر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت. 

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم - سیگار می کشیدم و کچل شده بودم .

 

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/22ساعت 17:41  توسط مرتضی وثوق | 
              

                             

دبير کميته نامگذاری شورای شهر تهران از منتفی شدن طرح نام‌گذاری خيابان دکتر

مصدق در کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر تهران خبر داد."

«خبرگزاری ميراث فرهنگی»

 سرانجام معصومه آباد، دبیر کمیته نام‌گذاری شورای شهر تهران، آب پاکی را روی

دست خبرنگاران ریخت و به خبرگزاری میراث فرهنگی گفت:

«گزارش گروه‌ کارشناسی مبتنی بر این است که مصدق از ویژگی‌های مورد نظر

کمیسیون برای نام‌گذاری برخوردار نیست.»

و در ادامه نیز افزود :

از شنيدن خبرِ منتفی شدنِ طرحِ نام‌گذاری خيابان دکتر محمد مصدق بی نهايت

خوشحال شدم و از اين که کميسيون کارشناسی کميته نام‌گذاری شورای شهر

تهران چنين تصميم صحيحی اتخاذ کرده بی نهايت سپاسگزارم.

پس از انقلاب مدتی میدان ولی عصر تهران به نام مصدق شد اما بعد از مدتی دوباره

تغییر نام داد تا سهم دکتر مصدق از خیابان‌های تهران حتی یک خیابان هم نباشد.

این درحالی است که نام‌هایی مثل عمادمغنیه لبنانی، سیمون بولیوار بولیویایی،

خالد اسلامبولی مصری بر خیابان‌ها و ورزشگاه‌های تهران نقش بسته است. اما

نام کسی که سهم مهمی در ملی کردن صنعت نفت ایران داشته از نظر شورای

شهر صلاحیت نام‌گذاری ندارد.

 مصدق کجا؟ خيابانی در تهران کجا؟ تا وقتی امثال شهيد خالد اسلامبولی هستند،

چه جای دکتر مصدق بر روی پلاک های حلبی شهرداری تهران؟! عقل مان کجا

رفته؟! مگر دکتر مصدق اسلحه کشيده بود، يا با مسلسل قلب کسی را دريده بود

 که بخواهيم نام اش را بر خيابانی در تهران بگذاريم؟ تا وقتی شهيد اِدْوارْدُو آنيلی،

پسر مسلمان و وارث سناتور ميلياردر ايتاليايی و صاحب کارخانه های متعدد

خودروسازی هست، مگر احمق شده ايم که بخواهيم خيابانی را دکتر محمد مصدق

بناميم؟! تازه اگر بخواهيم چنين بذل و بخششی بکنيم فردا نام سمير قنطار و ديگر

مبارزان لبنانی و فلسطينی را بر کدام خيابان بنهيم؟ اگر زبان ام لال اسرائيلی ها

زدند و سيد حسن نصرالله را شهيد کردند، کدام خيابان را به نام او کنيم؟ دور از

مسلمانی خواهد بود اگر بخواهيم به جای نام برادران عرب، از اسامی اشخاصی

مثل مصدق استفاده کنيم.

معلوم بود که شورای محترم شهر، برای نام‌گذاری خيابان مصدق، کارِ کارشناسی

انجام نداده ولی احمدلله کارشناسان خبره زود متوجه خبط خود شدند و جلوی اين

اشتباه بزرگ تاريخی را گرفتند. مگر محمد مصدق برای ايران و اسلام چه کار کرده

که بخواهيم خيابانی را به اسم اش کنيم؟ مگر نام کسی را که به مردم کشورش راه

استقلال و آزادی بياموزد، در قدرت بر حاکميت قانون اصرار ورزد، به دفاع از منافع ملی

قيام کند، با پستی و رذالت وجهالت در افتد و به مردم راه ستيز با اخلاقيات منحط را

نشان دهد، با داشتن قدرت و مسئوليت، خواهان تحميق مردم نباشد، خواهان

خشونت نباشد، خواهان تبعيض و حق کشی نباشد، با استعمار جانانه بستيزد، با

استبداد جانانه بستيزد، در زندان، در تبعيد، تا آخرين دم حيات تن به تسليم و خفت

ندهد و سرافراز بميرد، آری، مگر نام چنين کسی را بر خيابان می نهند؟! شما

مقايسه کنيد خالد اسلامبولی را که با مسلسل دل و روده ی رئيس اش را بيرون

ريخت يا جناب ادواردو را که احتمالا صهيونيست ها او را شهيد کردند با دکتر مصدق و

آن چه در طول نمايندگی و وزارت اش انجام داد تا به خطای بزرگی که نزديک بود

شورای محترم شهر تهران مرتکب شود پی ببريد. خود دکتر مصدق هم می دانست

کاری برای ايران و اسلام انجام نداده که در بند اول وصيت نامه اش نوشت: "وصيت

می کنم که فقط فرزندان و خويشان نزديکم از جنازهء من تشييع کنند..." آن وقت

شما می خواستيد نامِ يک چنين آدمی را که لابد خودش می دانسته کار مهمی برای

ملت نکرده که از آن ها انتظار داشته باشد به تشييع جنازه اش بيايند بر روی خيابانی

در ام القرای اسلام بگذاريد! خدای را هزاران بار سپاس که چنين نشد.

از طرف خودم، و روح دکتر مصدق که مطمئنا راضی نمی شد نام اش و خيابان اش به

موازات يا در کنار مردان بزرگ و مبارزان راستينی چون خالد اسلامبولی قرار بگيرد از

شما تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 18:59  توسط مرتضی وثوق | 

 

                  

گربه ای را شيخــــــی ميزد ميان مدرســـــــــــــه

 با نوک نعلين خود، زآ نسان که دل می شد کباب

عارفــــــــــــی گفتا بد و، کای پيشوای اهل حــــق

 گـــــربه را چبوَد گنه، کاينسان زنيد ش بيحساب

گفت ازمخـــــــــرج مَعو را خود نمی گويد درست

هـــــم نداند، هـــــم ندارد هيچ قصد اکتســــــا ب

من زنا يش را فــــــــــــرا ز بام صد ره د يده ام

چون زنا کارا ست، بی شک نيز می نوشد شرا ب

هم بود از شاربش پيدا که صوفـــی مشرب است

 کفر صوفـــــــــــی نيز روشن تر بود از آ فتا ب

لاجــــــرم بر فتوی اين بند ه، مهدورا لد م است

قتل او واجب بود بـــر مؤمنين از شيخ وشا ب

 

 بيگد لی قمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/08ساعت 8:50  توسط مرتضی وثوق |